شهاب الدين احمد سمعانى
438
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
46 . - الحقّ المبين الحقّ : موجودى كه فنا بر او روانه 1 . المبين : پيداكنندهء حق از باطل به امارت ، و آن به ميل و هوا نه . و چون بندهء مؤمن موحّد موقن معتقد دانست كه موجود على الحقيقة ذو الجلال است ، بايد كه يقين شناسد كه او را دعوى وجود محال است ؛ وجودى كه حدود او به عدم كشد ، عدم است ، و اين سخن بابت مرد ثابتقدم است . آوردهاند كه شريح قاضى - رحمه الله - خانهاى خريد به كوفه ، چون خبر به امير المؤمنين على رسيد - رضى الله عنه - شريح را گفت : شنيدم كه خانه خريدهاى ، و عدول را گواه كردهاى ؟ شريح گفت : بلى خريدهام . على گفت : اتّق اللّه فانّه سياتيك يوم لا ينظر فى كتابك و لا يسأل عن بيتك . يا شريح از خداى بترس و بپرهيز كه زود خواهد بود كه به تو آيد كه در قبالهء تو ننگرند و از گواهان تو نپرسند ، و ترا از خانه و خانه را از تو بستانند . يا شريح اگر به رقت خريدن خانه و نبشتن قباله مرا خبر دادى ، كنت اكتب لك الصّكّ على هذه النّسخة ، من قبالهء خانهء تو بنوشتمى بر اين نسخه ، و چون در آن قباله نگرستى اگر به دو درم جو فروختندى نخريدى . قلت : و ما كنت تكتب يا امير المؤمنين ؟ و چه نبشتى يا امير المؤمنين ؟ قال : كنت اكتب : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، هذا ما اشترى العبد الذّليل من ميّت دارا ازعج عنها بالرّحيل اشترى هذا المفتون 2 بالامل من هذا المزعج بالاجل . اين خانهاى است كه خريده است اين گرفتار / b 146 / آز و امل از آن كس كه بر درش بداشتهاند 3 مركب فنا و